براي زادروز ايرج جنتي عطايي

ایرج جنتی عطایی در ۱۹ دي در مشهد متولد شد.  در مشهد،دزفول،تهران و لندن زیسته است.  

فارغ التحصیل تئاتر از دانشکده ی هنرهای دراماتیک تهران  .  

دکترای جامعه شناسی هنر از دانشگاه چلسی.  

از بنیانگذاران گروه تئاتری مزدک.  

از برجسته ترین ترانه سرایان تاریخ ترانه ی ایران و از پیشگامان ترانه ی نوین. 


با ترانه هایی چون : گل سرخ،قصه ی وفا، جنگل،  خونه،  بن بست ، کمکم کن،  سایه،  خاتون ، خاکستری ، باور کن ، خوابم یا بیدارم،  یاور همیشه مومن ، سقف،  پل ، مرابه خانه ام ببر،  خاک خسته ، ستاره های سربی ، طلوع کن ، یک قطره دریا ، رازقی پرپر شد ، درخت،  سیاه پوشا و ....تاریخ ترانه ی معاصر را سرشار از عشق و خروش کرده است. 
برنده ی جایزه ی فروغ در سال ۱۳۵۱ به خاطر ارزشهای هنری و اجتماعی ترانه هایش و کوشش بی دریغ او در راه فزونی فکر و توسعه ی فرهنگ از  طریق موسیقی همراه با کلام. 
ایرج جنتی عطایی جایزه ی فروغ را در استانه ی برگزاری دیگر ان به عنوان اعتراض به شیوه ی حاکم بر گزینش نامزدهای دریافت جایزه پس داد. 
نمایشنامه های  گربه، مرداب، انتظار، سوگنامه برای تو ، زخم های ما،  منطقه ی ممنوعه ، فاخته ی دهان ، پروموته در اوین ، جنگ من اه جنگ من،  رستمی دیگر اسفندیاری دیگر،  پروانه ای در مشت ، رفت و برگشت، از دیگر اثار او هستند که به زبان های گوناگون ترجمه شده اند که برخی از انها نیز به کارگردانی خودش به نمایش درامده است.
نمایشنامه هایش در سالن های معتبر اروپا مثل رویال کورت ، یانگ ویک،  المیدا  و  لیریک و همچنین در کشورهای مختلف مثل امریکا، استرالیا، نیوزلند، کانادا، انگلستان، هلند، المان و دیگر کشورها به نمایش در امده است.
فیلم سینمایی اجازه اقامت نوشته ی ایرج در کشورهای مختلف به نمایش در امده است.همچنین چند فیلمنامه با عناوین ترانه ی ممنوع ، دژخیم ، در قفس کردن باد و  پناه دادن به دشمن  را به سفارش بی بی سی  و انستیتو فیلم بریتانیا و شرکت فیلمسازی وان اید دگ نوشته است.

در این سالها منتقدان مطبوعات بین المللی مطالب فراوانی در پیوند با نمایشنامه های او نوشتند مثل:

-فاینشنال تایمز:ایرج جنتی عطایی تئاتر لندن را فتح کرد...(۱۹۸۵)  

-مورنینگ استار: ایرج با تصویر پردازی و تخیلی شگرف(۱۹۸۷)  

-گاردین: ایرج در صف پیش اهنگ نمایشنامه نویسان امروز جهان؛(۱۹۸۷)

-برگزیده ی نشریه ی تایم اوت از نظر منتقدان  

اثار منتشر شده ی او:  

۱-و انگاه ای فرشته-شعر-۱۳۴۹-تهران  

۲-سوگ نامه برای تو-نمایشنامه-۱۳۵۷-تهران  

۳-شکستن و رستن-نمایشنامه-۱۳۵۸-تهران  

۴-زخم های ما-نمایشنامه-۱۹۸۳-لندن  

۵-اواز در زنجیر-شعر-۱۹۸۵-لندن  

۶-فاخته دهان دوخته-نمایشنامه-۱۹۸۶-لندن

۷-پروموته در اوین-نمایشنامه-۱۹۸۶-لندن

۸-پروموته در اوین-نمایشنامه-۱۹۸۸-کلن

۹-خورشید شب-گزیده ی اثار-۱۹۸۹-لندن

۱۰-رستمی دیگر اسفندیاری دیگر-نمایشنامه-۱۹۹۲-پاریس  

۱۱-پروانه ای در مشت-نمایشنامه-۱۹۹۵-لس انجلس و ۱۹۹۵ در استکهلم  

۱۲-زمزمه های یک شب ۳۰ساله-گزینه ترانه-۱۹۹۶-سانفرانسیسکو  

۱۳-رفت و برگشت-نمایشنامه-۲۰۰۰-هامبورگ

=============

تو اگر میداستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه ای مرد چرا تنهائی

به بهانه ۲۸ آذر ؛ زادروز بانو ثريا قاسمي

بازیگر نامدار تئاتر، سینما و تلویزیون

به بهانه ۲۸ آذر ؛ زادروز بیژن کامکار

 

بیژن کامکار (زاده ۲۸ آذر ۱۳۲۸ - سنندج) نوازندهٔ دف، رباب، تمبک، تار، و خوانندهٔ موسیقی کردی و موسیقی سنتی

به بهانه ۹ آذر ؛ سالروز درگذشت استاد مهدي خالدي

 

مهدی خالدی در مردادماه سال ۱۲۹۸ خورشیدی در محله سنگلج تهران به دنیا آمد. پدربزرگ مادری اش نی‌زن دربار ناصرالدین شاه بود. علاقه او به موسیقی باعث شد که پدرش در ۱۶ سالگی او را به نزد ابوالحسن صبا ببرد که با او دوستی داشت. صبا که متوجه علاقه و استعداد مهدی در موسیقی شده بود، او را به شاگردی خود پذیرفت. او طی یک سال و نیم آموزش ویلن و موسیقی ایرانی را نزد صبا فرا گرفت و کمی بعد جزو هنرمندان شناخته شده عرصه موسیقی شد. او همچنین از محضر هنرمندانی مثل روح الله خالقی، حسین یاحقی، حسین خالدی، و حبیب اسماعیلی هم استفاده کرد. با افتتاح رادیو در سال ۱۳۱۹ خورشیدی صبا او را به عنوان نوازنده ویلن به ارکستر رادیو معرفی کرد و به زودی هرهفته دو برنامه رادیویی در اختیارش قرار گرفت.[۱] سال ۱۳۳۴ به مقام سرپرستی موسیقی رادیو ایران رسید و با همکاری بنان ۶ ارکستر برای رادیو تشکیل داد. در این ارکسترها خوانندگان و نوازندگان مختلف شرکت داشتند و رهبری آنها به عهده خود وی بود. تعداد آهنگهایی که خالدی ساخته و از رادیو پخش شده بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ آهنگ است و ۷۰ آهنگ نیز برای برنامه گلها ساخت. او در نواختن ویلن در کنار سبک صبا و حسین یاحقی، سبک ویژه‌ای مخصوص به خود ابداع کرد که در آن توجه به آرشه کشی بیش از پنجه مهم بود. او علاقه زیادی به آهنگ‌های فولکلور و محلی داشت و از آنها به عنوان منبع الهام بسیاری از آهنگ‌هایش مثل رعنا جان و آی بانو استفاده کرد. در طی سالهای ۱۳۲۴ تا ۱۳۴۳ به دعوت شبکه‌های رادیویی کشورهای همسایه سفرهای متعددی را جهت اجرا و شناسایی موسیقی ایرانی انجام داد. سال ۱۳۲۴ به دعوت شبکه رادیویی هندوستان همراه با بدیع زاده، علی اکبر پروانه، کاموسی و علی زاهدی به دهلی رفت و باعث رونق برنامه‌های فارسی رادیو دهلی شد تا جاییکه یکسال بعد رادیو هندوستان برای ضبط نمونه‌های موسیقی ایرانی برروی صفحه از او دعوت کرد و او به همراه تعدای از بهترین هنرمندان آن روزگار به هند رفت و ۱۵۰ صفحه از آهنگ‌های ایرانی را ضبط کردند. سال ۱۳۲۴ نیز به دعوت دولت افغانستان و رادیو کابل به عنوان سرپرست هیأتی از هنرمندان چون حسین قوامی، جلیل شهناز، مجید نجاحی، انوشیروان روحانی و حسین همدانیان به کابل رفت و ۹برنامه اجرا کردند که مورد توجه بسیار قرار گرفت. کمی پس از آن دولت شوروی هم از هنرمندان رادیو ایران دعوت کرد و اینبار نیز خالدی به عنوان سرپرست هیأتی که اعضایش فرهنگ شریف، جهانگیر ملک و ناصر مسعودی بودند به باکو و مسکو رفتند و برنامه‌های مختلفی اجرا کردند. در دهه ۳۰ با اینکه سینما در ایران نوپا و فاقد تکنیک‌های لازم بود اما به دعوت فیلمسازان برای فیلمهایشان آهنگ ساخت که اسامی برخی از این فیلم‌ها عبارتند از: زندانی امیر، طوفان زندگی، شرمسار و مادر. آشنایی خالدی با دلکش و تشکیل مثلث خالدی، دلکش و نواب صفا (شاعر) باعث شد که همراه با هم تعدادی از بهترین آهنگ‌های ایرانی همچون آمد نوبهار، داغ لاله، رفتی و رفتم و دل غافل پدیدار شود. خالدی حدود ۸۰ آهنگ برای دلکش او در طی دوران آهنگسازی با شعرای فراوانی همچون رهی معیری، بیژن ترقی، اسماعیل نواب صفا، معینی کرمانشاهی، حسین مسرور، ابوالقاسم حالت، سایه، حسین گل گلاب، مهدی سهیلی، پرویز خطیبی و نادر نادرپور همکاری کرد. حدود ۸۰ آهنگ نیز بر روی اشعار متقدمین همچون حافظ و سعدی ساخته‌است. اسامی برخی از خوانندگانی که آهنگ‌های او را خوانده‌اند عبارتند از: دلکش، ملوک ضرابی، روح بخش، بنان و قوامی. خالدی بعد از یک دوره بیماری و ابتلا به سرطان حنجره در تاریخ ۹ آذرماه ۱۳۶۹ درگذشت. از او سه فرزند به اسامی نشاط، مهرداد و شهرزاد به یادگار مانده‌است. از معروفترین آهنگ‌های خالدی آمد نوبهار و مارا زچه پابند جنون کردی است. برخی از آثار:


-بگریم (دررثای استاد صبا و با صدای غلامحسین بنان)
-گل پژمرده (در رثای داود پیرنیا)
-شیرین (با شعر ابوالقاسم حالت)
-دیده گویا (با شعر پرویز خطیبی)
-گل رویا (با شعر سیمین بهبهانی)
-رفتی (با شعر نواب صفا)
-آتش جان (با شعر رهی معیری)
-انتظار (با شعر معینی کرمانشاهی)
-بازآی نگارا (با آواز مرضیه)
-آی بانو- رعناجان- مریم جان (شعر محلی به خوانندگی دلکش)
-دلدار- بخواهی نخواهی- به کنارم بنشین- بردی از یادم- رفتی و رفتم- بی قرار – ناله دل- بت ساز- بی قرار- ما را بس- نازنین من (با آواز دلکش)

به بهانه سالروز درگذشت استاد حسين ياحقي

استاد حسین یاحقی در سال 1282 در تهران متولد شد. خواهر بزرگش کشور خانم ملقب به فرخ لقا زن هنرمندی بود و آوازی خوش داشت این زن در کمانچه شاگرد حسین خان اسمعیل زاده و در سنتور شاگرد سما حضور بود. در قدیم معمول بود وقتی کودکی بدنیا میامد ، نذری برایش معین میکردند. مادر حسین که چند دختری داشت نذر کرد که اگر پسری بدنیا اورد او را ذاکر سیدالشهدا کند. بعد از تولد حسین و بعد از چند سال معلوم شد صدایش هم دلنشین است. قرار شد نذرش را در دهه اول ماه محرم با خواندن تعذیه بر اورد. وی تا موقعی که ببلوغ نرسیده بود آهنگهای تعزیه را زیر نظر میرزا حسین تعزیه گردان فرا میگرفت و چون بموسیقی آشنا شده بود و صوتی خوش داشت نقش خود را بسیا خوب از عهده بر میامد و مورد توجه قرار میگرفت. پس از چند خواهرش سفر کرد و حسین نزد استاد کمانچه یعنی حسین اسمعیل زاده بادامه تعلیمات موسیقی مشغول شد. وی با اینکه یازده سال بیشتر نداشت ولی بقدری بموسیقی علاقه داشت که در تمام مدت کلاس در اتاق انتظار می نشست و مشقهایی که تمام شاگردان میگرفتند خوب گوش میداد و علاوه بر درس خود آنها را هم روی ساز مینواخت. بعد از دو سال که در محضر استاد بود ، روزی شاعر معروف زمان (ایرج میرزا) بمنزل اسمعیل زاده امد و استاد ، شاگرد کوچکش را بوی معرفی کرد. حسین در این موقع با ساز خود گاهی میخواند و گاه سوت میزد و در سوت زدن نیز سلیقه داشت. ایرج میرزا که مرد با ذوقی بود استعداد او را دریافت و ویرا بسیار تشویق کرد. یا حقی هنوز بیشتر از شانزده سال نداشت که کمانچه اش شنیدنی بود و کلاس مشق دایر کرد و برای اینکه بتواند ویولون هم درس بدهد بنواختن این ساز نیز مشغول شد.در این موقع با صبا دوستی پیدا کرد و صبا او را تشویق کرد که نوت یاد بگیرد و خود ، تعلیم وی را بر عهده گرفت و این کار در پیشرفت یاحقی تاثیر بسیار کرد.یاحقی میگفت: حسین خان استادم سخت با نوت مخالف بود و من تحت تاثیر حرفهای او نصایح دوستم صبا را پشت گوش میانداختم ولی بتدریج فهمیدم که باید خط را فرا گرفت و همواره از صبا که مشوق من در این کار بود سپاسگذارم.یاحقی تمام دوره زندگانی خود را با موسیقی گذرانیده است ، وی مردی بود مهربان ، فروتن ، خوشرو ، دور از تکبر و بسیار درویش مسلک ، و برای شاگردانش پدری بود مهربان خونگرم و دلسوز که طی سالیان دراز ، عمر پر بار خود را جهت تربیت آنان صرف کرد تا فرهنگ صوتی ایران ، آسیب پذیر نواهای بیگانه نگردد. از شاگردان ممتاز وی آقای پرویز یاحقی است که همشیره زاده استاد است و در موسیقی ذوقی سرشار دارد و ویولن را به سبک دایی خود شیرین وجذاب می نوازد. استاد حسین یاحقی کلیه ردیفها را که متکی به ردیف حسین خان اسمعیل زاده است به خط نت نوشته است که قاعدتا باید در خانواده آنها باقی مانده باشد. استاد حسین یاحقی در تاریخ ششم آبان 1347 چشم از جهان فرو بست . 

به بهانه سوم آبان سالروز درگذشت استاد فریدون مشیری

باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد... 
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین...

=====================

يادش گرامي و نامش مانا در تاريخ فرهنگي كشور

به بهانه سوم آبان سالروز درگذشت ابوالقاسم حالت

ابوالقاسم حالت ملقب به ابوالعینک  شاعر، مترجم و طنزپرداز

قسمتی از وصیت‌نامهٔ استاد ابوالقاسم حالت : 

بعد مرگم نه به خود زحمت بسیار دهید        
نه به من بر سر گور و کفن آزار دهید
نه پی گورکن و قاری و غسال روید        
نه پی سنگ لحد پول به حجار دهید
به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسی        
که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید
این دو چشمان قوی را به فلان چشم‌چران        
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید
وین زبان را که خداوند زبان‌بازی بود        
به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید
کله‌ام را که همه عمر پر از گچ بوده‌است        
راست تحویل علی اصغر گچکار دهید
وین دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیاه        
به فلان سنگ‌تراش ته بازار دهید
کلیه‌ام را به فلان رند عرق‌خوار که شد        
از عرق کلیه او پاک لت و پار دهید
ریه‌ام را به جوانی که ز دود و دم بنز        
در جوانی ریه او شده بیمار دهید
جگرم را به فلان بی‌جگر بی‌غیرت        
کمرم را به فلان مردک زن بار دهید
چانه‌ام را به فلان زن که پی وراجیست         
معده‌ام را به فلان مرد شکم‌خوار دهید
گر سر سفره خورَد فاطمه بی‌دندان غم        
به که، دندان مرا نیز به آن یار دهید
تا مگر بند به چیزی شده باشد دستش        
لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهید

به بهانه سالروز درگذشت استاد حبيب الله بديعي

 

استاد حبیب الله بدیعی موسیقیدان برجسته مازندرانی، ‌آهنگساز و ویلونیست، فرزند علی محمد كه دوتار می نواخت، ‌در چهارم فروردین ۱۳۱۲ در سرزمین همیشه بهار هنرپرور و مردخیز مازندران درشهرستان “سواد كوه” روستای ازانده در كانونی گرم و با محبت و در آغوش پدر و مادری كه برای هنر و هنرمند احترامی خاص قائل بودند تولد و پرورش یافت. دو ساله بود كه پدرش “سواد كوه” را ترك و در شهر ساری اقامت گزید و به كار فلاحت و تجارت پرداخت. هنوز هشت بهار از سن حبیب نگذشته بود كه همراه خانواده خود به تهران آمد و مقیم این شهر شد. در ساری برادر بزرگ حبیب برای خود ویلنی تهیه كرده و نزدیک نوازنده ارمنی به فراگرفتن ویلن مشغول می شود ولی بعد از دو سال از ادامه كار خسته شده و نواختن ویلن را ترک می كند. در این زمان حبیب گهگاهی بدون اجازه و دور از چشم برادر مشتاقانه دستی به آرشه ویلن برده و نغمات دلنشینی به گوش می رساند. این عمل از دید برادر مكتوم نماند و وقتی علاقه شدید او را نسبت به موسیقی می بیند ویلن را به او هدیه می كند. پدر و مادرش كه به تعلیم و تربیت وی مانند سایر اولادان خود بی نهایت علاقمند بودند بر تحصیلات او نظارت دقیق داشتند و او تا اخذ لیسانس از دانشكده علوم تمام مراحل تحصیلی را با موفقیت به پایان رسانید. سال ۱۳۲۶ بود كه حبیب نوجوان پس از مدتی تمرین نزد خود به كلاس آقای “مفخم پایان” می رود و از ایشان كسب فیض می كند. لطف اله مفخم پایان یكی از شاگردان خوب و باوفای استاد ابوالحسن صبا بود چنانكه اغلب ردیف‌های استاد به خط و اهتمام این هنرمند نوشته و چاپ شده است. وی مدت سه سال حبیب اله بدیعی را در فراگیری ردیف‌های صبا تعلیم می دهد. بدیعی رفته رفته چنان پیشرفتی در كار موسیقی حاصل می كند كه در سال ۱۳۲۹ یعنی پس از چهار سال نوازندگی به عنوان سولیست در برنامه رادیو ارتش به نواختن ویلن مشغول می شود. بعد از دو سال در واقع در سال ۱۳۳۱ به كلاس استاد ابوالحسن صبا می رود و مدت دو سال از محضر او كسب فیض كرده و دوره تكمیلی آوازها را نزد او به پایان می رساند. در همین زمان كه نزد استاد صبا به فراگیری مشغول بود مدت دو سال نیز نزد یكی از اساتید موسیقی كلاسیك خارجی به نام “جینگوزیان” كه از ارامنه ی قفقاز بود دوره می بیند. حبیب اله بدیعی در نواختن دستگاه‌ها و گوشه های آواز قدرت و توانایی قابل ملاحظه‌ای دارد. در آهنگسازی و نوازندگی دارای سبك خاصی است كه هر یك از آثار او از شیوایی و لطافت كم نظیری برخوردار است. او همین كه می بیند تكرار نغمات و گوشه ها ممكن است برای شنونده كسالت آور باشد به قطعه‌ایی ضربی روی می آورد كه موجب تنوع و مبین قدرت نوازندگیش می‌شود به طوری كه بسیاری از اهل فن معتقدند سلوی مشهور او كه در دستگاه “شور” نواخته شده به ملاحت و عظمت تمامی دریای مازندران زادگاهش است و شنونده را در الهام و رؤیاهای دور و دراز فرو می برد. حبیب اله بدیعی ابتدا در سال ۱۳۳۳ اركستر كوچكی را رهبری می كرد كه بعدها بنا به تجدید نظر تشكیلات اركسترهای رادیو اركستر شماره ۶ نام گذاری شد. وی در سال ۱۳۳۷ بنا به دعوت داود پیرنیا سرپرست برنامه گلها كار خود را در این برنامه با خوانندگانی چون غلامحسین بنان حسین قوامی اكبر گلپایگانی محمودی خوانساری محمد رضا شجریان و غیره آغاز كرد. وی در سال ۱۳۴۳ عضو شورای موسیقی رادیو در سال ۱۳۴۵ معاون اداره رادیو تهران و سپس معاون اداره موسیقی سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۱ رئیس اداره موسیقی رادیو و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۸ عضو شورای واحد موسیقی كه اعضاء آن متشكل از آقایان مرتضی حنانه علی تجویدی و حسینعلی ملاح بود منتصب می‌شود و ضمن رهبری اركسترهای شماره ۲ و ۴ و ۶ سپس مدت ۶ سال رهبری اركستر “باربد” را به عهده داشت. حبیب اله بدیعی نه فقط استعدادی باورنكردنی در بداهه سرایی و ردیف شناسی دارد بلكه اگر لازم باشد بالاترین درجه قدرت تقلید را هم از هنرمندان گذشته دارد. او این كار را زمانی انجام می دهد كه از هر جهت لزوم این عمل ثابت شده باشد كما این كه بعد از فوت استاد بزرگ ابوالحسن خان صبا نواری از قطعه معروف “زنگ شتر” او در دست نبود و یا حداقل رادیو چنین نواری نداشت حال این كه لازم بود به دلیل بزرگداشت استاد از دست رفته این شاهكار همیشه جاویدان او پخش می شد از سوی دیگر استاد فقید شاگردان زیادی داشت منجمله حبیب اله بدیعی هم شاگرد او بود. باری بنا به صلاحدید مدیر آن روز رادیو چند نفر از شاگردان مرحوم استاد این قطعه “زنگ شتر” را نواختند و قطعه‌ایی كه بنا به نظر بسیاری پذیرفته شد و حتی به نام مرحوم استاد پخش شد قطعه‌ایی بود كه حبیب اله بدیعی نواخته بود. یكبار دیگر باید بگویم كه در همان زمان صریحا به تصدیق همگان آنچه كه حبیب اله بدیعی نواخته بود صد در صد با نحوه نوازندگی استاد ابوالحسن خان صبا برابری می‌كرد. این همه فقط بدان دلیل است كه حبیب اله بدیعی درست همان راهی را پیمود كه استادش پیموده بود یعنی او هم مثل مرحوم صبا برای فراگرفتن فن درست آرشه كشی و شناخت ویولون نزد بهترین استادان ویولون كار كرد و نتیجه آن شد كه مسئله آرشه چپ و راست حبیب اله بدیعی درست همانی است كه نزد دیگر استادان بزرگ غربی مطرح است یعنی كمتر می توان فهمید كدام آرشه ی او چپ است و كدام راست و این بالاترین حد قدرت آرشه است. اما حبیب اله بدیعی همه قدرت های نوازندگی و بداهه سرایی را یكجا دارد ولی این بدان معنا نیست كه احیانا تا بوده چنین بوده چرا كه در گذشته یا در روزگاری كه بعضی از تكنوازان امروزی دوران نوجوانی را می گذراندند تكنوازان دیگری بودند كه برنامه هایشان زنده پخش می شد و به همین جهت مدرك زیاد و زنده‌ایی مثل صفحه و نوار از این هنرمندان عزیز كه بعضی هاشان خوشبختانه هنوز میان ما هستند و بعضی دیگرشان متاسفانه رخت به سرای باقی كشیده اند، نداریم ولی اگر در همین مختصر مدرك باقی مانده جستجو كنیم درمی یابیم كه پایه و اساس بسیاری از خصوصیات تكنوازی های امروز به‌ویژه روی ویولون بستگی به این ها داشته یعنی ابوالحسن خان صبا كه خود صاحب شیوه و مكتبی خاص بود شاگردانی تربیت كرد مثل مهدی خالدی و علی تجویدی و همایون خرم. حبیب اله بدیعی از جمله تكنوازانی است كه بسیاری از خصوصیاتی را كه گفتیم یكجا دارد وی شاگرد ابوالحسن خان صبا بوده و علاوه بر این با اكثریت قریب به اتفاق تكنوازان خوبمان هم حشر و نشر مداوم داشته است. به این ترتیب حبیب اله بدیعی به یك طریق تجربی با تحول تكنیك ویولون در موسیقی ایرانی و بعد با شیوه های گوناگون نوازندگی آشنا شده گذشته از همه این ها حبیب اله بدیعی مثل جمعی دیگر از تكنوازان برجسته در مایه ها و گوشه های گوناگون موسیقی ملی دست به یك نوع بسط و گسترش زده چرا كه می دانیم ردیف موسیقی ایران با همه عظمتش و با همه وسعتی كه دارد معذالك الگویی است برای آن هایی كه واقعا روحیه یا حس بداهه سرایی دارند گفتیم برای آن ها كه دارند چه تجربه ثابت كرده بداهه سرایی كار هر كسی نیست به این معنا كه یك تكنواز بداهه سرا علاوه بر تكنیكی بزرگ احتیاج به دانشی وسیع و محفوظاتی بسیار دارد وگرنه بداهه سرایی به نوعی به تكرار مكررات می رسد كه خود به خود قابل شنیدن نیست.” حبیب اله بدیعی جهت شناساندن موسیقی سنتی و اصیل ایران مسافرت های متعددی به كشورهای افغانستان و آلمان و آمریكا و بلژیك و انگلستان کرده كه هنرمندانی نظیر جهانگیر ملك و فرهنگ شریف و مجید نجاحی و محمودی خوانساری و جمال وفایی و كورس سرهنگ زاده با وی همكاری داشته اند. حبیب اله بدیعی برای كمك به مؤسسات خیریه مانند بیمارستان های مسلولان و معلولان و اماكن فرهنگی كنسرت های فراوانی برپا کرد. وی علاوه بر تكنوازی آهنگ های بسیاری ساخت كه اكثر آن ها از آثار خوب و باارزش موسیقی اصیل ایران است و با اقبال روبرو شدند و حدود یكصد و پنجاه آهنگ ساخت كه خودش میان آن ها از : “ كعبه ی دل ها “ و “ فریاد از این دل “ و “ افسانه عشق “ و “ دل بی گناه “ و “ الهی بمونی “ و “ افسانه زندگی “ و “ جاودانه “ و “ رفته بودم “ و “ افسانه كمتر “ و “ شعله سركش‌ “ و “ در آتشم “ و “ مهربان شو “ و “ سنگ صبور “ و “ زندگی من “ را بیشتر از همه می پسندد. جای افسوس است كه دست اجل گل وجود این عزیز را پژمرده و پرپر كرد و هنوز خیلی زود بود كه او موسیقی اصیل ایران را از وجود پر بركت خود بی نصیب گذارد و ضربه سنگین و بزرگ بر پیكر موسیقی اصیل ایران وارد شد.هرچند از زمانی كه ساز را از وی جدا كردند او فوت كرده بود. حبیب الله بدیعی در سن ۵۹ سالگی در تاریخ ۲۷/۷/۱۳۷۱ به رحمت ایزدی پیوست. پیکر وی را در جوار امامزاده طاهر كرج به خاك سپردند.

جایزه «فرانتس کافکا» برای «مارگارت اتوود»

 

«مارگارت اتوود» ـ نویسنده سرشناس کانادایی ـ جایزه «فرانتس کافکا» ۲۰۱۷ را دریافت کرد. به گزارش ایسنا، «استریتس تایمز» نوشت: «مارگارت اتوود» نویسنده، شاعر و منتقد کانادایی طی مراسمی در پراگ، جایزه بین‌المللی «فرانتس کافکا» ۲۰۱۷ را به پاس یک عمر دستاورد ادبی خود دریافت کرد. نویسنده «قصه ندیمه» و «آدمکش کور» در مصاحبه با «فرانس پرس» گفت: فکر می‌کنم این اتفاق خیلی خاصی است؛ چون در دهه ۱۹۵۰ اولین مقاله ادبی‌ام را که پس از دوران مدرسه نوشتم و موضوع آن «فرانتس کافکا» بود. در آن زمان،نه تنها زندگینامه‌ او، بلکه تمام کارهایش را خوانده بودم و خیلی خوب همه‌شان را یادم می‌آید. «اتوود» ۷۷ ساله این جایزه ۱۰ هزار دلاری را به پاس دهه‌ها فعالیت ادبی، نگارش ۱۷ رمان، هفت کتاب کودک و حدود ۱۲ مجموعه شعر دریافت کرد. «مارگارت اتوود» متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۳۹ است. او فعالیت ادبی خود را در کسوت یک شاعر آغاز کرد و تاکنون ۶۰ کتاب برای بزرگسالان و کودکان به چاپ رسانده است. او چند کتاب شعر اپرا، فیلمنامه تلویزیونی و رمان گرافیکی هم در کارنامه‌اش به ثبت رسانده است. «اتوود» سال ۲۰۰۰ پس از سه بار راه یافتن به مرحله نهایی نامزدی «من بوکر»، با رمان «آدمکش کور» موفق به کسب این جایزه مهم شد. این شاعر، داستان‌نویس و نویسنده آثار کودک، اکنون یکی از سرشناس‌ترین نویسندگان و منتقدان ادبی کاناداست و جایزه‌های معتبر ادبی فراوانی را در کارنامه ادبی خود ثبت کرده است. او علاوه بر «من بوکر»، در سال ۱۹۸۵ جایزه ادبی «آرتور سی‌کلارک» را از آن خود کرد. جایزه دولتی ادبیات کانادا، «گیلر»،‌ «پن/پینتر» ۲۰۱۶ و جایزه «ایمپک دوبلین» از دیگر جایزه‌های مهم ادبی هستند که کارنامه حرفه‌ای «اتوود» را مزین کرده‌اند. از این نویسنده آثار متعددی از جمله رمان‌های «قصه‌ ندیمه»، «عروس فریبکار»، «گریس دیگر»، «آدمکش کور» و «اوریکس و کریک» به زبان فارسی ترجمه شده‌اند. رمان «قصه ندیمه» او به خاطر تم ضدآرمانشهری‌اش اخیرا با روی کار آمدن «دونالد ترامپ» به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا دوباره مورد توجه خوانندگان و منتقدان قرار گرفته است. سریالی هم از این اثر با بازی «کیت ماس» ساخته شده که در مراحل ابتدایی پخش قرار دارد و نظر مخاطبان را به خود جلب کرده است. جایزه‌ «فرانتس کافکا» که به صورت سالانه برگزار می‌شود، برای بزرگداشت خالق رمان‌های ماندگاری چون «محاکمه»، «مسخ» و «قلعه» در سال ۲۰۰۱ راه‌اندازی شد. «هاروکی موراکامی»، «فیلیپ راث» و «هرولد پینتر» از نویسندگان سرشناس و مطرحی هستند که پیش از این جایزه‌ «کافکا» را به دست گرفته‌اند.

افتتاح سالن نمایش خانه تئاتر با اثر نیمه‌کاره جعفر والی

 

ایرج راد از افتتاح سالن نمایش، ساختمان جدید خانه تئاتر با اجرای آخرین اثری جعفر والی خبر داد. این کارگردان و بازیگر تئاتر در گفت‌وگویی با ایسنا بیان کرد: حدود چهار، پنج روز است که به همراه آقای هرمز هدایت تمرینات نمایش «در گوش سالمم زمزمه کن» را شروع کردیم و امیدمان بر این است که این اثر همزمان با سالروز درگذشت آقای والی که اواخر آذرماه بود(27 آذرماه) آماده شود. او با اشاره به استقبال خانواده جعفر والی که در حال حاضر خارج از کشور هستند از اجرای این نمایش و تأکید آن‌ها بر اینکه به هنگام اجرا برای تماشای آن به ایران سفر خواهند کرد، گفت: تاریخ تولد جعفر والی دی‌ماه است و به نظر می‌رسد فاصله زمانی این دو مناسبت وقت خوبی برای اجرای این نمایش باشد. ضمن اینکه به دنبال این هستیم تا سالن نمایش خانه جدید تئاتر را با همین نمایش افتتاح کنیم. راد یادآور شد، اجرای نمایش «در گوش سالمم زمزمه کن» به عنوان آخرین اثری که جعفر والی قصد داشت آن را به صحنه ببرد براساس آنچه از دیدگاه‌ها و نقطه نظرات او در تمرین چند روزه‌ای که با این کارگردان داشتند، انجام می‌شود. مدیر عامل پیشین خانه تئاتر و مسئول پیگیری امور ساختمان جدید، در پاسخ به اینکه آیا قرار است افتتاح ساختمان جدید خانه تئاتر همزمان با اجرای همین نمایش باشد، توضیح داد: بسیاری از کارهای این ساختمان پنج، شش ماه قبل به پایان رسیده و بخشی از آن باقی مانده که ممکن است زودتر از زمان اجرای نمایش به پایان برسد و ساختمان را افتتاح کنیم. در حال حاضر کارهای آکوستیک سالن و کف آن تمام شده و تنها مسئله نور و صدای سالن بود که در این راستا تلاش کردیم بهترین امکانات را فراهم کنیم و اکنون سالن نمایش خانه تئاتر اولین سالن در ایران خواهد بود که علاوه بر نور گرم به نور سرد نیز مجهز شده است. او گفت: برای این کار تجهیزاتی به یکی از شرکت‌های معتبر ایتالیا سفارش داده شد و کارشناسان آن‌ها مدتی قبل به ایران آمدند، نقشه‌ها تهیه شد و امیدواریم تا دو هفته دیگر تکنسین‌های این شرکت به ایران بیایند تا شاید بتوانیم یک کارگاه چند روزه هم برای آموزش این نوع نورپردازی به همکاران ایرانی داشته باشیم چرا که آشنایی به این نوع سیستم در ایران آن طور که باید وجود ندارد. ایرج راد اضافه کرد: مسئله بعدی ما صندلی‌های سالن بود و آنچه پیش‌بینی شده صندلی‌هایی با قابلیت تاشدن و جمع شدن از کف سالن است و طبق قولی که گرفته‌ایم قرار است این صندلی‌ها اواخر مهرماه از ایتالیا به ایران فرستاده شود. او همچنین به کمک وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی (سیدرضا صالحی امیری) اشاره و اظهار کرد: بخش زیادی از این تجهیزات توسط همان کمک مالی تهیه شده و امیدوارم برای به اتمام رساندن کارها به مشکل برنخوریم.